
چند بار برای رفتن به بیرون شهر از جلوی این مجسمه رد شده بودیم...عطش زیادی برای از نزدیک دیدن آن داشتم تا روز عید فطر ...
یک پارک نسبتا کوچک که این مجسمه عظیم در وسط آن بر روی یک پایه استوانه ای خودنمایی میکند.
همیشه داستانهای عامیانه و تعابیر مردمی در همه جوامع وجود داشته.قبل از اینکه اینجا بیام:
اینجا رو به اسم فیل سه سر میشناختم.قصه ای در مورد آن شنیده بودم از این قرار که...
سالیانی پیش دختر جوانی که با مادرش زندگی میکرد شبی در خواب فیلی میبینه که سه سر داره...
فیل به او حرفهایی میزنه و از او میخواد که به گفته هایش عمل کنه.
فیل چند شماره به دختر میگه و تاکید میکنه که کارتهای بخت ازمایی با این شماره ها را بخره و در قرعه کشی شرکت کنه.
(در تایلند وقتی در پیاده رو راه میروی هر چند قدم یک بساط بخت ازمایی پهن است...میتوانی با خرید چند شماره شانست را امتحان کنی!)
آن شب وقتی آن دختر از خواب بلند میشه خوابش را برای مادرش تعریف میکنه .اما خودش موضوع را جدی نمیگیره...اما مادرش اینکار را میکنه و با خرید آن شماره ها پول زیادی میبره.
شب بعد باز آن فیل به سراغ دختر میاید و چند شماره دیگر میگه.اینبار دختر دیگه خوابش رو به مادرش نمیگه و خودش به خیابون رفته اون شماره ها رو میخره و برنده مقدار زیادی پول میشه.
از اون به بعد تا مدتها اون فیل هر شب به خواب دختر میاد و شماره ها یی به او میده..و
مدتها میگذره واو یه زن ثروتمندمیشه.
بعدها او با پولی که جمع میکنه این مجسمه رو بیاد اون فیل میسازه...
این داستانیه که در بین مردم در رابطه با این بنا میگن اما اینکه چطور و بدست چه کسانی ساخته شده ... میمونه واسه بعد..
چند تا عکس که خودم از داخل و خارج بنا گرفتم...






سجاد:

لینک مربوطه:
http://www.paknam.com/erawan.html
|
+| نوشته شده توسط زمزم افتخاری (آفتابگردان) در دوشنبه هشتم آبان 1385 | موضوع: فیل سه سر |